پاسخ به مطالب مندرج در صفحات 1 و 10 شماره 9860 روز شنبه مورخ 22 شهریور 1399 با عنوان «آنچه بر سر میراث شور و شگفت انگیز آذربایجان آمد؛ وعده ها در دریاچه گندید

مدیر مسئول محترم روزنامه «رسالت»
موضوع: پاسخ به مطالب مندرج در صفحات 1 و 10 شماره 9860 روز شنبه مورخ 22 شهریور 1399 با عنوان «آنچه بر سر میراث شور و شگفت انگیز آذربایجان آمد؛ وعده ها در دریاچه گندید»
با سلام و احترام
پیرو درج مطلبی با عنوان«آنچه بر سر میراث شور و شگفت انگیز آذربایجان آمد؛ وعده ها در دریاچه گندید»
در صفحات 1 و 10 شماره 9860 روز شنبه مورخ 22 شهریور 1399 آن روزنامه، به استناد ماده 23 قانون مطبوعات و به منظور تنویر افكار عمومی پیرامون مطالب مندرج، پاسخ موارد مطروحه به حضور ارسال می گردد تا طبق قانون پیش گفته عینا در اولین شماره آن روزنامه و در همان صفحه منتشر گردد. متن پاسخ ستاد احیای دریاچه ارومیه به شرح زیر است:
صاحب نظران در تعریف نقد عالمانه متفق القول اند كه وقتی نقد بر مسیر عدالت و انصاف خواهد بود كه مشتمل بر بررسی و ارزیابی توأمان نقاط قوت و ضعف باشد؛ اما چه انتظاری است از نوشتاری كه شرط ادب را حتی در انتخاب تیتر، رعایت ننموده و با نادیده گرفتن طیف وسیع تلاش های علمی و عملی نخبگان، دانشگاهیان، عوامل اجرایی و از همه مهم تر ساكنین حوضه آبریز به ویژه كشاورزان
معزز، با «ور ایرادگیر» و صد البته كج سلیقه ذهن
خود، تعبیر سخیف «گندیدن» را برای توصیف یك طرح ملی، برگزیده و دستاوردهای حاصل از طرح در ابعاد مختلف را در صفحه موسوم به « اجتماعی» روزنامه با سنجه ای «سیاسی» ارزیابی كرده و مغرضانه آن را به وعده ای انتخاباتی تقلیل داده است. با این توصیف، مسئولیت آنچه كه «نرفتن قطره ای آب خوش از گلوی دریاچه» نامیده شده با كسانی خواهد بود كه به جای همراهی با مجریان و مشاركت كنندگان طرح، رویه «سیاه نمایی» را در پیش گرفته اند؛ گو این كه سرمایه های اجتماعی نه با تلاش برای اجرای طرح و قطره قطره احقاق حق حیات دریاچه، بلكه با شانه خالی كردن برخی رسانه ها از مسئولیت اجتماعی خود و موضع گیری به عنوان دانای كلی كه بر كناره گود آرمیده و فقط در انتظار «معجزه و دم مسیحایی دولت» هستند تنزل می یابد.
یقینا نگارنده رقیق القلب و احساساتی نوشتار هم با همه یك جانبه نگری های خود معترف اند كه اگر همان شنیدن مطالبه های بر حق مردم توسط دولت تدبیر و امید و به زعم ایشان، « امور به لحاظ اجرایی ساده و با اثربخشی مقطعی» نبود، اكنون دریاچه ای حتی به تعبیر نوشتار « نیمه جان» هم باقی نمانده بود كه ایشان مرثیه ای واهی بر آن سر دهند و سؤال مهم تر این كه اگر واقعا همه این برنامه ها و اقدامات انجام شده، پیش پا افتاده بوده اند، چرا پیش از آن هیچ گام اجرایی و ملموسی برای دریاچه ای كه به مدت20 سال و هر سال 40 سانتی متر از تراز خود را ازدست می داد، انجام نشده بود. لذا عقل سلیم حكم می كند كه قضاوت درباره «زیست محیطی ترین دولت ایران پس از انقلاب» را نیز به 80 میلیون دوستدار دریاچه و 14 میلیون نفری كه به لطف
الهی، تلاش خود و اقدامات نیروهای خدمتگزارشان خطر توفان های نمكی و بیم از بین رفتن مزارع و باغات و حتی خانه و كاشانه را از سر گذرانده اند، واگذار كنیم و به جای ناامید كردن مردمی كه درخشش بارقه های امید به تحقق احیای دریاچه را بعد از مدت ها در قلب خود احساس كرده اند، بر آن باشیم كه مسئولیت ما در این عرصه چیست؟
در چنین فضای فكری كه هدفی جز تخریب از آن برداشت نمی شود، جای تعجب ندارد كه روایت های غیرواقعی و تناقض گویی ها در نوشتار جولان دهند و در عین حال، طرحی ملی را كه ثمره مطالعات علمی 6 كمیته و20 كار گروه تخصصی انجام مطالعات تطبیقی ( بررسی راهكارهای اتخاذ شده جهت احیای دریاچه های مشابه در دنیا)، ایجاد شوراهای منطقه ای و بهره گیری از نظرات كارشناسی ومدیریتی بیش از 750 نفر از متخصصان داخلی و بین المللی است، «آرمانی، بلند پروازانه و در بسیاری موارد بدون پایه های علمی» بنامند! به عنوان نمونه، نگارنده به استناد كاوش ها و مطالعات خود، از قصد وزارت نیرو برای ارتقای تعداد سدهای حوضه به 90 مورد خبر داده، بی توجه به این واقعیت مهم تاریخی كه « توقف كلیه طرح های سدسازی در دست مطالعه و اجرایی در حوضه آبریز دریاچه ارومیه» یكی از طرح های 19گانه كارگروه ملی نجات دریاچه ارومیه در ابلاغیه شماره 18171 مورخ 28/2/1393 بوده و به طور جدی از هرگونه اقدامی در این زمینه جلوگیری شده و چه نیكو بود كه نگارنده قبل از این
اظهارات، از اخبار اخیر موضع گیری قاطع ستاد در برابر وعده یكی از نمایندگان محترم مردم حوضه آبریز در زمینه آغاز به كار مجدد سدها مطلع می بودند.
در نمونه ای دیگر، از یك سو نگارنده كه از قضا دبیر گروه اجتماعی نیز هستند، هرگونه انتقال آب بین حوضه ای منابع آب را برای محیط زیست مضر ارزیابی می كنند و از دیگر سو، در ستون «درنگ» و ذیل موضوع «راهكارها و اقدامات لازم برای احیای دریاچه ارومیه»، خواستار اجرای هر چه سریع تر پروژه انتقال آب زاب و سیلوه جهت احیای دریاچه ارومیه می شوند؛ نكته ای كه نشان می دهد مطالعه و پژوهشی پشتیبان گزارش نیست و نوشتار
وصله و پینه ای است از اظهارنظرهای كسانی كه داعیه دار كارشناسی و كنشگری در حوزه آب و محیط زیست اند و پیش تر نیز از تریبون های مختلف اقدام به این قبیل افاضات نموده اند.
باز به عنوان شاهدی دیگر، نگارنده از یك سو كوشش های ابر و باد و مه و خورشید و فلك را نجات دهنده دریاچه ارومیه دانسته بی آنكه از نقش كلیدی طرح های لایرویی و مسیرگشایی
اجرا شده در قالب طرح ملی نجات دریاچه ارومیه سخن به میان آورد و از سوی دیگر، در ستون
«درنگ» و ذیل موضوع «راهكارها و اقدامات لازم برای احیای دریاچه ارومیه» لایروبی و مسیرگشایی هر چه سریع تر مسیل و بستر رودها جهت امكان آفرینی برای ورود كلیه آب های ناشی از بارش های فصلی به پیكره دریاچه ارومیه را مطالبه كرده است.
ضمن شاكر بودن از الطاف الهی در نزول بارش قابل توجه در حوضه آبریز دریاچه ارومیه، خالی از لطف نیست كه در تبیین گوشه ای از اثر اقدامات طرح ملی نجات دریاچه ارومیه در مساعد شدن وضعیت دریاچه مروری بر نتایج گزارش رسمی شركت آب منطقه ای آذربایجان غربی داشته باشیم. در این طرح، تنها لایروبی 8 رودخانه اصلی حوضه آبریز دریاچه ارومیه در محدوده استان آذربایجان غربی، ظرفیت آبگذری آن ها را از 229 متر مكعب بر ثانیه به 793 مترمكعب بر ثانیه ارتقا داده است.علاوه بر این، در قالب اجرای طرح سردهنه سازی، اصلاح و بازسازی، دریچه ها و آبگیرهای رودخانه های استان آذربایجان غربی با احداث 73 سردهنه بر روی رودخانه های باراندوز ، نازلو، گدار، سیمینه رود و زرینه رود، شاخص بهره وری انسداد انهار با
رشدی ویژه به حد ایده آل رسیده و در همه موارد، با مدیریت آب سطحی در دشت های مربوطه، ضمن تأمین به موقع و مكفی نیاز كشاورزی، آب مازادی را كه پیش از آن صرف توسعه بی رویه كشاورزی می شد را به سمت دریاچه رهنمون ساخته است. چه شایسته بود كه پیش از نگارش گزارش، ضمن استفاده از تارنمای ستاد و حتی فراتر از آن ایجاد
ارتباط مستقیم با ستاد نسبت به كسب اطلاعات
موثق از پروژه ها كه به سهولت در دسترس همگان
من جمله اصحاب رسانه است، اقدام می نمودند.
در نمونه ای دیگر، نگارنده از یك سو با برداشت نادرست از « رهاسازی» بر آن تاخته و از سوی دیگر و در راهكاری ... احیای آن را پیشنهاد نموده اند و در عین حال هم ستاد را به اتخاذ « روش های سلبی » متهم نموده اند. شاید درنگ در این نكته كه رهاسازی به معنای سرازیر شدن آب مازاد بر نیاز شرب، صنعت و كشاورزی سدها ست، می توانست از این فهم ناصواب جلوگیری كند. سایر موارد مندرج در سیاهه راهكارها واقدامات لازم نیز تنها گوشه ای از طیف وسیع اقدامات سخت افزاری و نرم افزاری ستاد احیا در حیطه عملكرد دستگاه های اجرایی مختلف است كه بر خلاف این نسخه اولیه و خام، مطالعات ارزشمندی پشتیبان آن هاست و بسیار پخته تر و عمیق تر، مصوب شده و در دست اجراست.
با این اوصاف، مخاطبین محترم روزنامه دانسته اند كه ادعای اتلاف بودجه احیا نیز نظیر مثال های متعدد ذكر شده در بالا فاقد منطق است، با این حال بر خود لازم می دانیم اشاره كنیم كه دستگاه های نظارتی از ابتدای كار تاكنون به طور پیوسته بر نحوه عملكرد این اعتبارات نظارت و اشراف داشته اند. اگر نگاهی به طیف گسترده اقدامات طرح ملی نجات دریاچه ارومیه كه تفصیل آن ها در این مقال نمی گنجد و در ذیل تنها به اسامی آن ها اكتفا شده، داشته
باشیم، ملاحظه می شود كه اعتبارات این طرح ملی به دست دستگاه های اجرایی استان و در پروژه های احیای دریاچه مصروف شده اند و یقینا هموطنان در حوضه آبریز دریاچه ارومیه تغییر محسوس و جهش خاص حوضه در حیطه مدیریت منابع آب جهت احیای دریاچه را شاهد بوده اند و ثمرات آن را تصدیق می نمایند.
شركت های آب منطقه ای: طرح تعادل بخشی، طرح سردهنه سازی، اصلاح و بازسازی دریچه ها و آبگیرهای رودخانه ها، طرح مرمت و بازسازی شبكه های آبیاری و زهكشی، طرح لایروبی و مسیرگشایی رودخانه های منتهی به دریاچه، طرح تكمیل و تجهیز شبكه سنجش آب های سطحی و زیرزمینی، احداث سدسیلوه و كانال انتقال آب جلدیان، احداث سد چپرآباد و پروژه اتصال زرینه رود به سیمینه رود
سازمان های جهاد كشاورزی: مطالعه و اجرای سیستم های نوین آبیاری تحت فشار، مطالعه و اجرای خطوط انتقال آب با لوله، مطالعه و اجرای شبكه های فرعی آبیاری و زهكشی، تهیه نقشه كاداستر اراضی كشاورزی، طرح جامع زراعت، طرح جامع ترویج، اصلاح و نوسازی باغات درجه 2 و حذف و جایگزینی باغات درجه 3
شركت های آب و فاضلاب: طرح های احداث و ارتقای ظرفیت تصفیه تصفیه خانه های شهرهای حوضه آبریز، طرح های احداث و ارتقای شبكه های جمع آوری فاضلاب و خطوط انتقال و احداث ایستگاه های پمپاژ
اداره كل های منابع طبیعی: تهیه و اجرای طرح های جامع مقابله با بیابان زایی
اداره كل های حفاظت محیط زیست: طرح حفاظت، پایش و احیای دریاچه ارومیه، تالاب ها و رودخانه های در معرض خطر
اداره كل های هواشناسی: ارائه خدمات فنی، هواشناسی و اقلیم شناسی در حوضه آبریز دریاچه ارومیه
در بخشی دیگر و تحت عنوان «تلنگر» در قالب نوشتاری از آقای ابوالفضل مجنونی گفته شده كه كارشناسانی كه برای حل موضوع دریاچه ارومیه ورود پیدا كرده اند، افراد شاخصی نبوده اند و دانشگاه های منطقه از ارتباط با آن ها بی نصیب گذاشته شده اند. نكات قابل تأمل این كه اولا جایگاه دانشگاه های منطقه همواره به عنوان اركان مطالعات و پایش مورد توجه طرح ملی نجات دریاچه ارومیه بوده اند كه شاهد این مدعا انعقاد قراردادهای مطالعات و پایش و جمعا به مبلغ
24000 میلیون ریال با دانشگاه ارومیه و 8400 میلیون ریال با دانشگاه تبریز است كه تمامی گزارشات منتشر شده نیز در تارنمای ستاد احیای دریاچه ارومیه موجود و مستند است. ثانیا ایشان به عنوان هیئت علمی دانشگاه تبریز در قاطبه پروژه های مطالعات و پایش حضور جدی و فعال داشته اند، فلذا نبود افراد شاخص در میان كارشناسان، گل به خودی تلقی می گردد ! در مورد جلسات شورای فرهنگی و اجتماعی دریاچه نیز بر خلاف آنچه گفته شده، این جلسات به طور منظم و با نظارت معاونت محترم عمرانی استانداری تبریز در حال تشكیل جلسه و پیشبرد اهداف تعریف شده هستند.
در مورد كاهش اعتبارات احیای دریاچه ارومیه به كمتر از یك دهم نیز تأكید می شود كه در سال جاری فارغ از 6000 میلیارد ریال بودجه سنواتی طرح های احیای دریاچه ارومیه، از محل ماده 10 قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت 6400 میلیارد ریال
به طرح های احیای دریاچه ارومیه اختصاص داده شده كه در قیاس با بودجه مجموع تخصیص شده تاكنون كه بالغ بر 41520 میلیارد ریال است، نادرستی تعبیر ذكر شده هویدا می گردد. به یقین از نظر مردم شریف حوضه كه با گوشت و پوست خود در جریان خروجی های عملی طرح هستند نیز طرح چنین ادعاهایی مردود است.
در پایان، مجددا تأكید می شود كه دست اندركاران طرح ملی نجات دریاچه ارومیه توفیق خدمت به مردم و حال خوب این روزهای دریاچه ارومیه را كه در شرایط فعلی ناشی از شیوع بیماری توانسته بارقه امیدی در دل مردم حوضه و كشور باشد را موهبتی الهی می داند و تلخ كردن شیرینی این اتفاق نویدبخش در كام دوستداران دریاچه ارومیه را خلاف منش ایرانیان می داند. ان شاء الله به رغم تمامی كم لطفی های انجام شده، اخبار خوبی از افتتاح 53 پروژه سخت افزاری كلیدی برای احیای دریاچه ارومیه در سال جاری در راه هستند كه نگین فیروزه ای آذربایجان را یك گام دیگر به تحقق احیای پایدار آن نزدیك خواهد نمود.
با تشكر
روابط عمومی ستاد احیای دریاچه ارومیه
پاسخ روزنامه «رسالت»
«صاحب نظران در تعریف نقد عالمانه متفق القول اند كه وقتی نقد بر مسیر عدالت و انصاف خواهد بود كه مشتمل بر بررسی و ارزیابی توأمان نقاط قوت و ضعف باشد؛ اما چه انتظاری است از نوشتاری كه شرط ادب را رعایت ننموده» این بخشی از همین جوابیه ای است كه ستاد احیای دریاچه ارومیه به روزنامه «رسالت» فرستاده و به گزارش این روزنامه انتقاد كرده است. با وام گرفتن از همین مسئله باید به دوستانی كه زحمت نگارش این جوابیه را كشیده اند گفت؛ آیا روابط عمومی این مجموعه شرط ادب را رعایت كرده؟ این مجموعه بدون رعایت اصول حرفه ای و احترام به نقد دلسوزانه، نگارنده را با تمسخر «رقیق القلب و احساساتی» خوانده و این نوشتار را « وصله و پینه ای» نامیده، حال آنكه تمام بخش های این گزارش برمبنای مستندات موجود است و نگارنده جمله ای را از خود به آن اضافه ننموده است، فلذا كمی خشم خود را از مطالب ارائه شده در گزارش فروخورده و عالمانه نقد كنید. از طرفی وقتی رسانه ها با هدف روشنگری در ارتباط با این مسئله به نوشتن گزارش می پردازند، حتما نشان از اهمیت بالای این موضوع و دلسوزی جامعه رسانه ای كشور دارد.
در ادامه این جوابیه آمده است: «ستاد احیا ضمن تأمین به موقع و مكفی نیاز كشاورزی، آب مازادی را كه پیش از آن صرف توسعه بی رویه كشاورزی می شد را به سمت دریاچه رهنمون ساخته است» اما كارشناسان محیط زیست به صراحت ابراز داشته اند كه ستاد احیا طی 7 سال فعالیتش نتوانسته سطح اراضی كشاورزی در اطراف دریاچه را كاهش دهد، مهمترین عامل خشك شدن دریاچه افزایش كشت محصول بوده و هست، چطور انتظار داریم وقتی همچنان وزیر جهاد كشاورزی با افتخار از تولید محصول آب برسیب در این حوضه سخن می گوید و همچنان چغندر قند با وسعت زیاد كاشته می شود دریاچه احیا گردد؟ از طرفی مستحضر هستید كه طرح «نكاشت» یكی از راهبردی ترین طرح هایی بود كه می بایست از سوی ستاد پیگیری می شد اما پس از مدتی به نام طرح «به كاشت» تغییر نام داد! اما از همه اینها مهم تر اظهارات مسعود تجریشی، دبیر ستاد احیای دریاچه ارومیه است كه شهریورماه سال گذشته در گفت وگو با رسانه ها اعلام كرد: «میزان چغندرقند تولیدی آذربایجان غربی یك میلیون تن بیشتر از میزان ابلاغی وزارت جهاد كشاورزی بود و این تخلف در سال آبی96-95 به میزان 75 میلیون مترمكعب از سهم دریاچه را كاهش داده است. یكی از این دلایل علاوه بر توسعه سطح زیركشت آبی حوضه آبریز دریاچه ارومیه، افزایش سطح زیركشت چغندرقند در حوضه آبریز دریاچه بوده است. بررسی های صورت گرفته نشان دهنده افزایش پنج هزار و 100 هكتاری سطح زیركشت چغندرقند در شهرستان های حوضه آبریز از سال 94 تا سال گذشته بوده است. گزارش ها نشان داده كه در سال گذشته 407 هزار تن چغندرقند از آذربایجان غربی به مقصد استان های خراسان رضوی، اردبیل، فارس، خراسان شمالی، قزوین و اصفهان خارج شده است. اضافه مصرف آبی كه به واسطه تأمین نیاز چغندرقند كارخانه قند مهاباد به دریاچه ارومیه تحمیل می شود، 108 میلیون مترمكعب است كه می تواند در سال های آینده دریاچه ارومیه را با چالش مضاعفی روبه رو كند.»
نكته دیگر در جوابیه مذكور، طرح این ادعاست: «نگارنده از یك سو كوشش های ابر و باد و مه و خورشید و فلك را نجات دهنده دریاچه ارومیه دانسته بی آنكه از نقش كلیدی طرح های لایرویی و مسیرگشایی اجرا شده در قالب طرح ملی نجات دریاچه ارومیه سخن به میان آورد.» درپاسخ به این شائبه باید مطرح كرد، تنها حوضه ای كه طی سه سال گذشته ترسالی را تجربه كرده است حوضه آبریز دریاچه ارومیه است، حتی شرایط بارندگی های امسال نسبت به سال گذشته نیز بهتر است، هیچ كدام از حوضه های آبریز در كشور این حجم بارش را تجربه نكرده اند و تنها ارومیه این شرایط رؤیایی را داشته است، بنابراین از كوشش های ابر و باد و مه و خورشید و فلك نباید غافل شد و به اذعان صاحب نظران مطرح محیط زیست باید از محل لایروبی رودخانه ها چیزی حدود
250 میلیون متر مكعب آب به دریاچه وارد می شد
اما در این زمینه مطالعه انجام نشده و مشخص نیست آیا این هدف 7 سال گذشته محقق شده است یا خیر. البته در دو سال منتهی به پایان كار دولت تدبیر و امید در ستاد احیا كه با صرف هزینه های گزاف احیای دریاچه باید نتایج حاصل از فعالیت بروز پیدا می كرد، بارش های بی سابقه و ترسالی به كمك آمد و جای شكرش باقی است.
در جایی دیگر به اجرای طرح سردهنه سازی اصلاح و بازسازی دریچه ها و آبگیرهای رودخانه های استان آذربایجان غربی با احداث 73 سردهنه روی رودخانه های باراندوز، نازلو، گدار، سیمینه رود و زرینه رود و... اشاره شده است كه در این رابطه هم بد نیست به اظهارات فرهاد سرخوش، مدیر دفتر استانی ستاد احیای دریاچه ارومیه در آذربایجان غربی در 21 آبان ماه 1397 گریزی بزنیم كه اظهار كرده: «طبق مصوبه هیئت دولت هرگونه توسعه اراضی كشاورزی و تبدیل كشت دیم به آبی در حوضه آبریز دریاچه ارومیه ممنوع است ولی طبق بازدید میدانی و بررسی ها با GPS مشخص شد در مناطق مذكوراین تغییرات انجام شده كه لازم است جهاد كشاورزی استان با این تخلف به جد برخورد كند.»
در خاتمه باید یادآوری كرد كه رسالت و مأموریت رسانه، همواره روشنگری و پیگیری مسائلی است كه برای همه مردم حائز اهمیت است و از حق نباید گذشت كه بارش های اخیر باعث آبگیری این دریاچه شده است، اما گره زدن این مسئله به اقدامات ستاد احیای دریاچه ارومیه نوعی ناشكری نسبت به مواهب الهی و نزولات آسمانی است.
|