دریافت اطلاعات ...
 
روابط عمومی شرکت آب و فاضلاب خراسان شمالی
جمعه ۲ مرداد ۱۴۰۵

كاش ندیده بودم
 
كاش ندیده بودم
نازلی حیدرزاده
دستی زمخت از لای پنجره بیرون می آید، پول را از دست پشت پنجره می گیرد و دركمتر از 5 ثانیه بعد، بسته كوچكی را درون همان دست دراز شده می گذارد. آن طور كه همسایه ها می گویند این پنجره زمستان و تابستان نمی شناسد؛ پنجره ای كه در تمام فصل ها باز است.
پنجره معروف
در پیچ كوچه، داخل خودرو نشسته ایم و از فاصله نزدیك، به این پنجره كه به گفته راننده از سال ها قبل بسیار معروف است زل زده ایم. رفت و آمد در این كوچه كه یكی از صدها كوچه حاشیه شهر است تا حدودی بالاست. هر كس گذرش به این جا می افتد معلوم است برای چه آمده؛ انواع مواد مخدر همین جاست، پشت همین پنجره معروف و كافی است فقط اسمش را ببری و مبلغ اش را پرداخت كنی، چند ثانیه دیگر آن را در كف دستت خواهی داشت!
این جا كسی به تو با شك نگاه نمی كند. نیاز نیست لباس هایت مانند كارتن خواب ها و قیافه ات مثل معتادان باشد. در و دیوار این كوچه، از همه قشرها با همه نوع شكل و شمایل را به خود دیده است، پس می توانی بنشینی و نظاره گر آن هایی باشی كه به راحتی و حتی در روز روشن برای تهیه مواد مخدر خود به این جا مراجعه می كنند.اگر چه این محله در دل شهر نیست اما خیلی از مراجعه كنندگان به آن، از دل شهر آمده اند تا به قول خودشان دوای دردشان را از این مكان تهیه كنند؛ البته بعضی از آن ها كه محدودیت و البته پول بیشتری دارند، مواد مخدر را بیش از نیازشان می خرند تا كمتر مراجعه كنند.
سریع آمد و رفت
نزدیك ظهر و هوا در حال داغ شدن است كه خودرویی ته كوچه پیدا می شود، دو دختر بسیار جوان روی صندلی های عقب نشسته و سرشان را پایین انداخته اند تا كمتر در معرض دید باشند. راننده كه پسر جوان تری است از خودرو پیاده می شود و بعد از این كه مكث كوتاهی می كند خودش را به سرعت به همان پنجره باز می رساند و با سرعت بیشتر آن جا را ترك می كند. كسی به جز ما رفت و آمدهای این كوچه را نمی پاید و توزیع مواد مخدر در این كوچه آن قدر طبیعی است كه جرئت نمی كنیم به همسایه ای كه تازه از راه رسیده و در حال باز كردن در منزل است نزدیك شویم و گپ و گفتی داشته باشیم. گویی این جا همه یك رنگ هستند و هر كس هم وارد این جا می شود جزو همان قماش محسوب می شود پس ترجیح می دهیم هنوز بیشتر انگشت نما نشده ایم این كوچه را ترك كنیم.
دست خالی برنمی گردید!
بوی فاضلاب پخش شده در كوچه پشتی، حاصل شست و شوی قالیچه ای است كه توسط بانویی لگد مال شده و حالا با كمك پسر بچه اش در تلاش است آن را روی دیوار كوتاه منزل شان پهن كند تا به گفته خودش آبش كشیده شود و بعد آن را روی ایوان پهن كند تا خشك شود. او درباره وضعیت فروش مواد مخدر در این محله می گوید: كوچه ای كه الان از آن جا می آیید قلب فروش مواد مخدر در این محله است و از هر نوعی كه بخواهید در آن جا می توانید پیدا كنید. امكان ندارد دست خالی برگردید، خودتان بروید امتحان كنید و به طور شانسی اسم ماده مخدری را ببرید، خواهید دید در كمتر از چند ثانیه برای تان فراهم می كنند.
او كه از زندگی در این محله دل خوشی ندارد، به همسر معتاد خود اشاره می كند و ادامه می دهد: بارها از زندگی در این مكان به دلیل رفت و آمد افراد خلافكار و بیگانه گلایه كرده و از همسرم خواسته ام این جا را اجاره دهیم و در جای دیگری ساكن شویم اما او به این دلیل كه مواد مخدر مورد نیازش دم دستش است، زیر بار نمی رود.
او با بیان این كه صاحبان برخی خانه های این محله، خرده فروش هستند، از مسئولان انتظار دارد با شناسایی این افراد و دستگیری شان، جلوی فعالیت آن ها را در شهر بگیرند زیرا به گفته او بسیاری از این افراد با تهیه مواد مخدر، در معابر شهر و پارك ها تردد می كنند و به شكل خیلی حرفه ای مواد مخدر را به فروش می رسانند.او خاطرنشان می كند: گاهی خرده فروشان با شنیدن صدای مانور ماموران برای پاك سازی محله ها از قاچاقچیان مواد مخدر، درون سوراخ های شان پنهان می شوند به خصوص وقتی می شنوند یكی از همكاران شان دستگیر شده است، تا مدتی آفتابی نمی شوند اما از آن جایی كه درآمدشان فقط از راه فروش مواد مخدر است، بعد از این كه آب ها از آسیاب افتاد دوباره كارشان را از سر می گیرند.
سیاه و سفید
این جا گویی زمان به عقب برگشته است، همه چیز سیاه و سفید است و نه خورشید طلایی رنگ پاشیده و نه درختی وجود دارد كه با برگ هایش، به محیط كمی رنگ سبز ببخشد. یكی دیگر از محله های حاشیه شهر كه جای پای قاچاقچیان را از سال های گذشته با خود به همراه دارد، درد می كشد از جا به جایی مواد افیونی كه دامن برخی خانواده ها را آلوده كرده است.
خانه هایی به زور سرپا ایستاده اند تا پناهی باشند برای صاحبان شان و كسی چه می داند شاید بعضی از آن ها حتی یك صاحبخانه سالم نیز ندیده اند و هر كس كه آمده و رفته، اعتیاد داشته یا فروشنده مواد بوده است.این جا هم افراد ناشناس كه بیشترشان راكب موتورسیكلت هستند در رفت و آمد هستند، در یكی از خانه ها را می زنند، بعد از رد و بدل كردن جنس، می روند تا زمانی كه خماری فشار بیاورد و دوباره دست به جیب شوند و مواد مخدرشان را از این جا تهیه كنند.كمی آن طرف تر 3 پسر بچه به دنبال توپ می گردند؛ فارغ از دنیایی كه بزرگ ترهای شان در این محیط برای آن ها تدارك دیده اند. با خود فكر می كنم، می توان كودكی فروشندگان مواد مخدر را در این جا هم دید!
شغل موروثی!
یكی از ساكنان این محله از خانه كاهگلی اش بیرون می آید و درباره وضعیت آلودگی این منطقه از نظر فروش مواد مخدر می گوید: بیشتر اهالی این جا مصرف كننده یا فروشنده مواد مخدر هستند.
او به یكی از خانه ها اشاره و اضافه می كند: همسایه ما خانوادگی مواد می فروشند و گویی شغل شان موروثی است زیرا پدربزرگ شان نیز كه تا چند سال قبل زنده بود مواد مخدر می فروخت.
به گفته او، مشتریان این خانه شب و روز نمی شناسند، حتی نیمه های شب نیز برای تهیه مواد مراجعه می كنند و موجب سلب آرامش همسایه ها می شوند.
نگرانی برای آینده كودكان
یكی دیگر از ساكنان هم با ابراز نگرانی از آینده كودكانی كه در این محله زندگی می كنند، می گوید: خرید و فروش مواد مخدر در این جا آن قدر طبیعی شده است كه فرزندان مان با دیدن بسته های موادی كه رد و بدل می شود تعجب نمی كنند و هر چه برای شان توضیح می دهیم و هوشیارشان می كنیم بی فایده است.
او می افزاید: زمانی كه مدارس باز بود موضوع اعتیاد و قاچاق مواد مخدر در این محله را با مدیر مدرسه فرزندم مطرح كردم اما او گفت كه از دست ما كاری بر نمی آید و باید نیروی انتظامی را در جریان قرار دهید.
او با اشاره به این كه مناطق محروم و حاشیه شهر بیشترین آلودگی را از نظر مواد مخدر دارند، ادامه می دهد: پاك سازی محله ها از فروشندگان مواد مخدر باید به شكل ماهانه انجام شود تا افرادی كه از این طریق امرار معاش می كنند این قدر خوش خیال نباشند و فكری به حال خود كنند تا افرادی مانند ما كه خانواده سالمی هستیم و به دلیل درآمد پایین حاشیه نشین شده ایم در مناطق آلوده زندگی نكنیم.
فروش مواد مخدر، مثل نقل و نبات
پاتوق مشتریان مواد مخدر، كه برخی از آن ها مصرف كننده و برخی نیز فروشنده سیار مواد مخدر هستند، سوپرماركتی در یكی دیگر از محله های حاشیه شهر است؛ مغازه ای كوچك كه از شیر مرغ تا جان آدمیزاد در آن وجود دارد كه مهم ترین آن، تریاك است.
دیو افیون، مشتری پر و پا قرص این جاست و به گفته یكی از رهگذران، صاحب این مغازه برای پنهان كردن شغل اصلی اش كه همان فروش مواد مخدر است این مغازه را برای خود راه انداخته تا كارش خیلی تابلو نباشد.
او می گوید: فروش مواد مخدر در این مغازه مثل نقل و نبات است و حتی برخی والدین، فرزندشان را برای تهیه مواد مخدر به این مغازه می فرستند و البته بعضی ها نیز حساب دفتری دارند و هر وقت پول دست شان بیاید تسویه حساب می كنند.
صحبت های راننده همراهم را كه در یك تاكسی تلفنی كار می كند مرور می كنم؛ او كه بارها مسافرانی را از داخل شهر به این گونه محله ها رسانده و دوباره به مبدأ بازگردانده و بعدها متوجه داستان شده، معتقد است كه برخی محله های حاشیه بجنورد از نظر فروش مواد مخدر بیشتر آلوده هستند و باید بیشتر بر آن ها نظارت شود تا امكان دسترسی آسان افراد به این مواد خانمان سوز از بین برود.
بستن پنجره
آن طور كه دكتر «محمدعلی شجاعی»، استاندار خراسان شمالی روز یك شنبه در شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر استان اعلام كرده بود آمار شیوع اعتیاد در استان بر اساس آنالیز جمعیتی شهری، روستایی و محله ای تهیه شده است.
بر اساس سند پیشگیری از اعتیاداستان و آمار و ارقام مربوط به آنالیز جمعیتی، برنامه جامع عملیاتی تا 15 روز آینده ابلاغ می شود.
به گفته او، متوسط شیوع اعتیاد دراستان 11,58 درصد است، ضمن این كه شیوع اعتیاد در مناطق روستایی 14 درصد و بالاتر از مناطق شهری است. البته او در این جلسه تاكید كرده كه باید محله به محله گزارش اقدامات داشت و از كلی نگری پرهیز كرد.
به گفته او، اعتبارات دستگاه های اجرایی استان در مبارزه با مواد مخدر باید جمع بندی و در یك طرح جامع هزینه شود.
حالا باید دید آیا برنامه ای برای بستن پنجره هایی كه مواد مخدر از طریق آن ها بین افراد رد و بدل و به راحتی توزیع می شود وجود دارد یا باید منتظر گشوده شدن پنجره های بیشتر به سوی تاریكی باشیم؟
منبع خبر:
روزنامه خراسان
   تاریخ: ۲۳:۵۲ - ۱۹/۰۳/۱۳۹۹   بازدید: ۱