
اسداله امینی فعال سیاسی اقتصادی اهل غرب مازندران در یادداشتی در ضرورت ایجاد منطقه ویژه گردشگری در غرب مازندران نوشت:
❇️ اواخر سال 98 یك موج تبلیغاتی سنگینی از رادیو و تلویزیون ایران به راه افتاد مبنی بر افتتاح قطعه یك آزاد راه تهران_شمال. به همین مناسبت، تلویزیون گفتگویی داشت با آقای فتاح رییس بنیاد مستضعفان پیمانكار ساخت این آزاد راه كه به درگیری لفظی بین مجری و رییس بنیاد منجر گردید و گزیده ای از آن گفتگو در فضای مجازی منتشر شد.
❇️ هم زمان با آن گفتگو، ویدیویی هم در فضای مجازی پخش شد كه آقایی به نام عظیم زاده از سرمایه داران معروف، طی نطقی در جمع همتایان خود از افتتاح قطعه یك آزادراه تهران-شمال در بیست ودوم بهمن خبر داد و با پیش بینی افزایش سرسام آور قیمت زمین های شمال كشور پس از این اتفاق، حاضران را به خرید هر چه بیشتر ملك درشمال تشویق كرد!
نتیجه منطقی این توصیه یعنی كسب درآمد سرشار از محل معامله بر سر محیط زیست و پی آمدهای وحشتناك آن.
❇️این دو اتفاق، و به ویژه خطری كه از پس سخنان آقای عظیم زاده احساس شد، نگارنده را برآن داشت تا دل مشغولی كه سالها در دلش خانه كرده را به قلم آورده و نگرانی خود را آشكار كند تا بلكه تلنگری باشد به متصدیان امر و تصمیم گیرندگان به این امید كه در تصمیمات خود راه صواب در پیش گیرند.
❇️سخنان آقای عظیم زاده البته بازتاب چندانی در جامعه نداشت ولی چالش پیش آمده بین مجری تلویزیون و رییس بنیاد، در سطحی وسیع در فضای مجازی دست به دست شد. آنچه كه در كلیپ منتشر شده از چالش مذكور، توسط انتشار دهندگان بزرگنمایی شده بود، زود از كوره در رفتن و برآشفتن آقای فتاح از پرسش مجری و جنس پاسخ ایشان بود كه البته این خود نكته مهمی بود و این نحوه پاسخگویی توسط فردی كه در راس یك نهاد بزرگی نشسته و زمانی نه چندان دور وزیر بوده است چندان مورد انتظار نبود و احتمال اینكه هدف انتشار دهندگان تحت تاثیر جریانات سیاسی كشور بوده باشد نیز دور از ذهن نمی نماید. اما مساله مهمتری هم در این چالش بوده است كه متاسفانه از دید بسیاری پنهان ماند.
❇️ سوال مجری در مورد مبلغ عوارض بود و پرسید: "می گویند شما بنیاد مستضعفانید اما در حقیقت آنجا (آزادراه) را برای مستضعفان نساختید، برای پولدارها ساختید..." هرچند به نظر می رسد هدف اصلی مجری در سؤال، به میزان مبلغ عوارض باشد و اینكه پرداخت 25 تا 35 هزار تومان برای مردم عادی سنگین و برای پولدارها آسان است و نه چیزی دیگر، اما در نگاه ژرف اندیشان و آنانكه به توسعه نگاهی چند جانبه دارند، اساسا منافع ساخت این آزاد راه در شرایط حاضر، نه برای همه مردم كه بیشتر مختص پولدارهاست. چرا؟
❇️ قبل از پاسخ به این سؤال ابتدا لازم است كمی با مقوله توسعه متوازن آشنا شویم. در سال 1975، یونسكو تصریح كرد كه توسعه باید یكپارچه و فراگیر باشد و فرایندی تمام عیار و چند وجهی كه تمام ابعاد زندگی یك جامعه، روابط آن با دنیای خارج و وجدان و آگاهی را فراگیرد باشد.
❇️ بنابراین آنچه كه امروزه از مفهوم توسعه مورد توجه قرار گرفته است، آن است كه باید به توسعه نگاه همه جانبه و متوازن داشت و تمامی ابعاد اقتصادی، سیاسی و اجتماعی (فرهنگی، زیست محیطی) آن را مدنظر بگیرد، در واقع اینها سه ضلع مثلثی می شوند كه هر كدام بدون دیگری هیچ مفهومی ندارد و در مقابل آن، توسعه غیرمتوازن است كه به معنای ترویج یكی از این ابعاد سه گانه و یا ارزش دهی بیش از اندازه به یكی از این سه بعد بدون توجه به ابعاد دیگر است.
❇️ از منظر تفكر سیستمی، لزوم كارآمدی هر سیستم داشتن هارمونی لازم بین تمام اجزای آن سیستم می باشد در غیر اینصورت، سیستم كارآمد نخواهد بود. به طور مثال، شما ساختار بدن موجودات زنده و مشخصا انسان را در نظر بگیرید، اگر هر یك از اعضای بدن انسان مثلا سر وی بیش از حد بزرگ شود بدون اینكه سایر اعضاء رشدی متناسب با آن داشته باشند، چه اتفاقی می افتد؟ قطعا ما او را انسانی نامتعارف و نامتعادل خواهیم دید. سیستم های اجتماعی نیز دقیقا همچون موجود زنده اند كه نیازمند توازن در اجزای تشكیل دهنده آن است. بنابراین توسعه اگر متوازن نباشد نه تنها توسعه اتفاق نمی افتد بلكه فاجعه به بار خواهد آورد.
❇️ حال بیاییم ساخت آزاد راه تهران شمال را به عنوان جزیی از كل در فرایند توسعه كشور به طور عام و شمال كشور به طور خاص مورد بررسی قرار دهیم:
در تعریف یونسكو آمده است توسعه باید یكپارچه و فراگیر باشد و فرایندی تمام عیار و چند وجهی كه تمام ابعاد زندگی یك جامعه... را فراگیرد باشد. سؤال اینست كه در راستای ساخت آزاد راه تهران شمال كه تنها بخشی از یك بعد از توسعه(بعد اقتصادی) برای شمال كشور می باشد، وجوه دیگر توسعه در این منطقه از كشور و بخش های وابسته به آنها مد نظر قرار گرفته اند؟ بخش هایی مانند: امحای اصولی زباله ها، انتقال بهداشتی و یا تبدیل فاضلاب ها، اصلاح ترافیك شهرها، تامین مراكز بهداشتی و درمانی، مراكز تفریحی و اقامتی و از همه مهمتر حفاظت و صیانت از جنگل های بی مانند و مسحور كننده هیركانی كه نه تنها در ایران بلكه در كل دنیا نظیرش كمتر پیدا می شود.
❇️ با مطالعه بر ابعاد اقتصادی، سیاسی و اجتماعی(به ویژه زیست محیطی) حال حاضر شهرهای شمالی به ویژه غرب مازندران، در خواهیم یافت هیچ توازنی بین ابعاد مذكور و بخش های وابسته به آنها وجود ندارد. كه در زیر به چند نمونه اشاره می شود:
✅ در بخش امحای اصولی زباله ها هنوز هیچیك از شهرداری های شمالی سازوكار كارآمدی ندارند و كوه زباله ها مانند غده ای سرطانی پیكر نیمه جان سرزمین سبز را تهدید به نابودی می كند.
✅ نبود تصفیه خانه های لازم و كافی برای فاضلاب ها، علاوه براینكه سلامتی و محیط زیست ساكنان این منطقه را به شدت تهدید می كند، زیستگاه جانوران به ویژه ماهیان كه منبع درآمد بخشی از مردم این دیار و تامین بخشی از غذای مردم ایران می باشد را به شدت تهدید می كند.
✅ وجود معظل ترافیك به ویژه در ایام تعطیل، ناشی از فقدان راه های مواصلاتی لازم و كافی، زندگی روزمره بومیان منطقه را به شدت مختل می كند.
✅ در این ایام كه بیماری كرونا جهان و كشور ما را فرا گرفته، یكی از آلوده ترین مناطق كشور، استانهای شمالی گزارش شده است و گزارشات حاكی از آنست كه امكانات درمانی این استانها در مقابل بیماران مبتلا و غیر مبتلا حتی برای مردمان بومی هم جوابگو نیستند.
❇️ این ها فقط چند نمونه از معضلات حال حاضر شمال كشور با راه های مواصلاتی موجود است كه در صورت اضافه شدن آزاد راه و ایضا چند راه ارتباطی در حال ساخت از قزوین به شهرستان های تنكابن، رامسر و رودسر به راههای موجود، هجوم جمعیت به شمال كشور قطعا چندین برابر خواهد شد كه با توجه به ضعف زیر ساختهای لازم، همان فاجعه پیش بینی شده زیست محیطی حتما رخ خواهد نمود. مثالی كه درمورد متابولیسم بدن انسان زده شد را به یاد آورید. این آزاد راه مانند همان سر بیش از حد بزرگ شده است كه بر روی بدنی نحیف و پر از ضعف، جز باری سنگین و كشنده اثر دیگری نخواهد داشت.
❇️ شكی نیست ساخت آزادراه یكی از ده ها اقدام مورد نیاز در راستای توسعه هر كشوری است و آزادراه تهران شمال نیز لازمه توسعه كشور و استان های شمالی می باشد اما توجه صرف به ساخت این آزادراه و بی توجهی به سایر وجوه توسعه، بر مبنای تعریف یونسكو، توسعه نامتوازن تلقی می شود.
❇️سواحل دریای كاسپین به ویژه غرب مازندران، به دلیل برخورداری از مواهب ممتاز خدادادی، همیشه مورد توجه مردم سایر مناطق ایران و جدیدا اتباع كشورهای برخوردارحاشیه خلیج فارس بوده و می باشد. این اقبال شهروندان ایرانی و خارجی گرچه فرصتی است گرانسنگ برای مردم این دیار كه از پی آن، درآمدزایی فراوانی برای آنان دارد اما در شرایط نامتوازن فعلی هجوم سیل آسا به این منطقه، باعث وارد آمدن خسارات فراوانی نیز بر محیط زیست این زیبای دل انگیز خواهد شد. خساراتی همچون نابودی جنگلهای هیركانی، از بین رفتن مزارع و فضای سبز بی نظیر، نابودی خاك های حاصلخیز و تخریب فرهنگ بومی. چنانچه مصوبه غیر كارشناسی فاجعه آمیز دولت دهم مبنی بر انتقال آب دریای خزر به فلات مركزی ایران و سمنان نیز به اجرا درآید، دیری نمی پاید كه شمال ایران در آینده ای نزدیك تبدیل به سرزمینی نیمه خشك خواهد شد كه اثر آن بر روی استانهای همجوار نیز سرایت خواهد كرد. چونكه اكوسیستم استانهای همجوار شامل اردبیل، زنجان، قزوین، البرز، تهران، سمنان و خراسان شمالی تحت تاثیر آب و هوای این ناحیه از كشور بوده و هرگونه تغییر اقلیمی در شمال، بر روی آن نواحی نیز اثر مستقیم خواهد گذاشت. این دستكاری، علاوه بر ایران، بر كره زمین نیز تاثیر منفی خواهد گذاشت.
❇️ حال سؤال اینست كه برای جلوگیری از این فاجعه چه باید كرد؟
از نگاه نگارنده، برای جلوگیری از بروز این فاجعه، ناگزیر به اجرای دو موضوع مهم هستیم:
یك _ تبدیل استان های شمالی به منطقه ویژه گردشگری
دو _ تدوین برنامه جامع 50 ساله برای توسعه پایدار منطقه ویژه
❇️ در صورتی كه اجرای طرح در همه استانهای شمالی در كوتاه مدت ممكن نباشد، در محدوده ای شامل غرب مازندران و شرق گیلان اجرا شده و سپس به سایر مناطق شمالی گسترش داده شود. دلیل این كار دو چیز است یكی اینكه با توجه به نزدیكی كوه به دریا در غرب مازندران و شرق گیلان، ویژگی خاصی به این منطقه داده كه با سایر مناطق شمالی متمایزش كرده و مانند نگینی در میان این انگشتری زیبا می درخشد و تبدیل آن به منطقه ویژه گردشگری، سمبل و نمونه ای می تواند باشد برای سایر نقاط ایران كه دارای چنین پتانسیل هایی هستند. و دیگر اینكه این منطقه بیش از سایر مناطق شمال ایران در معرض خطر و نابودی قرار دارد. بر این اساس، این منطقه لازم است در اولویت قرار گیرد.
❇️سرزمین سرسبزشمال كشور ما با توجه به دارا بودن فرصت های بی بدیل زیر، در ایران دارای مزیت مطلق و در جهان مزیت نسبی می باشد:
1- جنگل های انبوه و سحرآمیز هیركانی كم نظیر در جهان
2- دشت های پر از گل های رنگارنگ و رستنی های سبز و چشم نواز
3- كاسپین بزرگترین دریاچه جهان كه حداقل پنج ماه در سال امكان شناكردن در آن مهیاست
4- آب گرم های معدنی شفابخش بسیاری از بیماران پوستی و استخوانی
5- آب و هوای لطیف و شفابخش بسیاری از بیماران ریوی
6- ییلاقاتی كه در وسط تابستان گرم ایران ، آب و هوایی خنك و دلچسب دارند
7- رودخانه ها و جویبارهای به غایت زیبا و دیدنی
8- انواع پرندگان و جانوران زیبا و بعضا نادر در ایران و جهان مانند یوز پلنگ ایرانی
9- مناسب برای تولید انواع گل و درخچه های زینتی و تولید انواع میوه جات به ویژه میوه هایی كه در بسیاری مناطق ایران قابلیت تولید ندارند مانند مركبات و كیوی
❇️ مواهب بالا و ده ها موهبت خدادادی دیگر كه دست بشر در ایجاد آن ها هیچ دخالتی نداشته و مدام در حال زایش و تازه شدن هستند، همگی نعمت های الهی است در دستان ما كه در صورت برنامه ریزی اصولی می توان ضمن ایجاد كسب و كارهای پر رونق برای بومیان ساكن در منطقه، سایر هم وطنان ایرانی نیز از مواهب طبیعی آن هر یك به نحوی بهره مند شوند. پس كفران نعمت است اگر در حفاظت و صیانت از آن نكوشیم و توسعه نا متوازن همان كفران نعمت است.
❇️ بنابراین بهترین اقدام برای جلوگیری از توسعه نامتوازن و صیانت و استفاده هرچه بهتر و اصولی تر از این نعمت خدادادی، چاره ای جز تبدیل آن به منطقه ویژه گردشگری نیست. مناطق ویژه در چهار چوب اصول كلی نظام مندرج در قانون اساسی، دارای قوانین و مقررات خاصی هستند كه در راستای استفاده بهینه از منطقه مربوطه تدوین و به اجرا در می آیند. این قوانین و مقررات در بسیاری موضوعات ممكن است با سایر مناطق كشور متفاوت باشند كه در راستای تعریفی كه از منطقه ویژه می شود نقشه راه آن تهیه و اجرا می شود.
❇️ و اما صرف تغییر نام و برقراری یك سری مقررات و قوانین خاص كفایت نمی كند. توسعه نیازمند برنامه بلندمدت است. بنابراین تدوین یك برنامه حداقل 50 ساله برای توسعه پایدار منطقه ویژه الزامی است زیرا بدون وجود یك برنامه جامع و بلندمدت، نه تنها توسعه را به دنبال ندارد بلكه باعث رشد ناموزون شهرها و روستاها خواهد شد. همان اتفاقی كه هم اكنون در حال رخ دادن است. ساخت و سازهای بی رویه و بی برنامه به ویژه در مناطق بكر و دست نخورده كه باعث شده است این جزء كوچك از پیكر كشور ما قربانی بی تدبیری ها و بعضا سوء استفاده های مدیران محلی و شوراها بشود. مدیران محلی و شوراها معمولا با استفاده از خلاء های قانونی و بعضا فراقانونی، بنا به سلایق و تمایلات شخصی، هریك در محدوده تحت مدیریت خود، دست به عملیاتی از قبیل ساخت خیابان ها، بناهای عمومی و ... می زنند و به زعم خود این اقدامات در راستای خدمت به مردم است اما با تعویض هرمدیر یا شورا، نفر یا نفرات جدید به فتوای خود اقدامات دیگری می كنند كه در بسیاری موارد نه تنها مكمل اقدامات پیشینیان نبوده بلكه در جهت عكس آنها نیز می باشد. علت این خدمات مقطعی و سلیقه ای كه نمیتوان نام خدمات بر آنها نهاد، چیزی نیست جز نبود یك استراتژی تعریف شده و مدون.
❇️ تحقق دو موضوع فوق نیازمند اجماع كلی بین آحاد مردم، مسؤولین و نخبگانی است كه ریشه و یا دل در گرو این بخش از خاك كشور عزیز ما دارند.
❇️ به عقیده نگارنده منطقه ویژه گردشگری غرب مازندران می بایست به عنوان مطالبه اصلی مردم منطقه غرب مازندران، در راس همه مطالبات آنها قرار گیرد و پیشنهاد دارد برای تحقق این خواسته، كمپینی متشكل از همه سمن ها و آحاد مردم منطقه راه اندازی و به درستی مدیریت شود تا با پرهیز از تندروی ها نتایج مورد نظر حاصل آید.
انتهای پیام